تبلیغات
بزرگ ترین سایت تفریحی در ایران - بکارت نه صداقت
تبلیغات
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

لینكدونی
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

PageRank

لینكستان

دختر دانشجویی برایم گفت: من بکارتم را در جریان رابطه‌ی عاشقانه‌ی 8 ماهه‌ای که پشت سر گذاشته‌ام از دست داده‌ام و اینک قصد ازدواج (با فرد دیگری) دارم. خیال دارم از روش ترمیم بکارت استفاده کنم برای این که شوهر آینده‌ام متوجه رابطه‌ی قبلی من نشه.

گفتم این مرد را که قصد ازدواج داری چقدر می‌شناسی؟ گفت: دو سه ماه است.

گفتم احتمال نمی‌دهی بعد از هفت هشت ماه از او هم جدا شوی؟ چرا این بار سریع تصمیم به ازدواج داری در حالیکه مورد قبلی منتهی به جدایی شد؟

پاسخ‌دادن برایش دشوار شد. گفت: مرد موجهیه. شرایط‌اش خوبه. مهندسه!

گفتم چرا در رابطه‌ی قبلی تن به چنان روابطی دادی؟

گفت: دیوونگی! عاشق بودم.

گفتم چرا به شوهر آینده‌ات راست‌اش رو نمی‌گی؟! فکر نمی‌کنی که او هم ممکنه مثل تو تجربه‌هایی این چنینی داشته باشه؟

گفت: چرا ! ممکنه! اما خب در جامعه‌ی ما بین زن و مرد تفاوت هست. اون اگه تجربه داشته باشه هم مشکلی براش به حساب نمی‌آد اما برای یک دختر شرایط خیلی فرق می‌کنه.

گفتم پشیمانی از این که رابطه داشتی؟ گفت: نه! من خودم مشکلی با این موضوع ندارم اما مایل نیستم که شوهرم بفهه. ترجیح می‌دم فکر کنه که من باکره بوده‌ام!

پ.ن. امروز درباره‌ی یک مورد عمل ترمیم بکارت در یکی از شهرهای شمالی چیزهایی شنیدم. با استفاده از بیحسی موضعی در یک مطب توسط پزشک عمومی! هزینه‌اش شده بود پانصد هزار تومان!